تبليغاتX
با فریدون ... تا آخر
سه شنبه 1386/05/23
۱ ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال گذشت !

شایدم ۱ سال !

نمی دونم !

یک سال پیش که تصمیم گرفتم قاطیه طرفدارای فریدون بشم خیلی چیزا فرق می کرد ...

منظورم از خیلی چیزا ... ممممم ... خیلی چیزاست !

راستی اون موقعم فریدون تیم نداشت !

البته من خیلی وقته که آپ نمی کنم ... !

ولی یه گلایه از کیمیا دارم ... این وبلاگ دیگه فریدونی نیست ... همش در مورد حاشیه فوتبال ایران ... !

امیدوارم از این به بعد اخبار و عکسها فریدونی بشن ! که حتما میشن !

۱ سال پیش اینجا خیلی شلوغ بود ... همه ی  بچه ها بودن ...  ولی الان ... نه !


تولد !




به امید موفقیت آقا فریدون در تیم جدید ... هر چی که هست !

 

نوشته شده توسط کیمیا در 5:6 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه 1386/05/20
فدراسيون فوتبال از امير برنامه خواست
ابقاى قلعه نويى براى مقدماتى جام جهانى

144789.jpg
از خانه بيرون مى آيد نگاهى به ساعت مچى اش مى اندازد و به سوى ماشينش مى رود. استارت مى زند و پيچ راديو را باز مى كند. صداى مجرى برنامه راديو جوان را مى شنود. صداى راديو را كمى بلند تر مى كند. بابازاده تيتر روزنامه ها را مى خواند و او هم به دقت گوش مى كند. همه تيترها شبيه هم است. امير قلعه نويى براى ماندن در تيم ملى بايد درخواست دهد. قلعه نويى ديگر سرمربى تيم ملى نيست. قرارداد سرمربى تيم ملى امكان ندارد تمديد شود.
اعصابش را نمى خواهد خراب كند، ترجيح مى دهد راديو را خاموش كند تا با آرامش بيشترى به مقصدش برسد. اتوبان تهران- قم را با سرعت طى مى كند، مقصد جمكران.
به مسجد كه مى رسد مثل هميشه وضو مى گيرد و ...
۳ ساعت بعد سبك شده و مى خواهد دوباره به جو متشنج شهر برگردد. تلفن خصوصى اش را روشن مى كند. به محض روشن كردن زنگ مى خورد، صدايى از آن سوى خط به او مى گويد اگر از روزنامه يا رسانه اى با تو تماس گرفتند تحت هيچ شرايطى حرف نزن. قول داده اند دوباره همه چيز روبه راه شود، اصلاً به روزنامه ها توجه نكن، بگذار هرچه مى خواهند بنويسند.
دوباره پيچ راديو را مى چرخاند. يكى از اعضاى كميته انتقالى در حال حرف زدن است. حرف هاى او همچون آتش بر جان امير گرما مى زند اما او نبايد حرف بزند.
يكى از نزديكانش درباره سرنوشت امير مى گويد: «شك نكنيد كه امير در تيم ملى مى ماند، او قرار بود با صبا باترى تمام كند اما بنا به سفارش هايى كه به او كردند قرار شد با هيچ باشگاهى وارد مذاكره نشود. امير بايد از يك ماه ديگر كار را شروع كند.»
دوست نزديك آقاى سرمربى خبرهايى جديدى از شرايط تيم ملى مى دهد. او توضيح مى دهد: «به امير گفته اند كه برنامه هايش را براى بازيهاى مقدماتى جام جهانى آماده كند. تا بهمن ماه كه اولين بازى ايران است او بايد تدارك چند اردوى كوتاه مدت و بلند مدت را ببيند.»
144780.jpg
وى درباره تمديد قرارداد امير قلعه نويى با فدراسيون فوتبال مى گويد: «امير چندى پيش اين كار را انجام داد و تمام اعضاى كادر فنى بعد از او با فدراسيون قرارداد خود را تمديد كردند تا براى ادامه كار با مشكلى روبرو نشوند.»
زمانى صحبت هاى نزديكان امير قلعه نويى رنگ و بوى واقعيت مى گيرد كه مهندس على آبادى رييس سازمان ورزش در مراسم افتتاحيه ورزشگاه كاشان در گفت وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان مى گويد: تا زمانى كه فدراسيون جديد كار خود را آغاز نكرده امير قلعه نويى به عنوان سرمربى تيم ملى باقى خواهد ماند و هيچ نهادى نمى تواند در اين باره خلاف اين نظريه عمل كند.
منابع آگاه در فدراسيون فوتبال خبر مى دهند كه كيومرث هاشمى سرپرست فدراسيون فوتبال براى امير پيغام فرستاده كه در هفته آينده برنامه هاى آماده سازى تيم ملى از سوى امير قلعه نويى به فدراسيون برسد تا او و دستيارانش كار را دوباره آغاز كنند.
نوشته شده توسط کیمیا در 0:52 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه 1386/05/17
جلسه بررسى ناكامى فوتبال به روز دوم كشيد
قلعه نويى به خاطر مايلى كهن به مجلس نرفت
منتقدان: ما نياييم تا قلعه نويى بيايد!
ايران ورزشى -جلسه مهمى كه روز گذشته در مجلس شوراى اسلامى برگزار شد و اتفاقاً به طور مشخص قرار بود در آن به مشكلات كلى فوتبال ايران رسيدگى شود ۲ غايب بزرگ داشت؛ امير قلعه نويى و كيومرث هاشمى.
محمد مايلى كهن، اردشير لارودى و مجيد جلالى البته در اين جلسه كه به همت فراكسيون ورزش مجلس برگزار شد، حضور داشتند. اين جلسه اما قرار بود روز يكشنبه برگزار شود اما اين قلعه نويى بود كه از حضور در چنين جلسه مهمى به دلايل مختلف طفره مى رفت تا در نهايت طبق آخرين توافقات اميررضا خادم رييس فراكسيون ورزش مجلس بپذيرد كه اين نشست با ۲ روز تأخير يعنى روز سه شنبه برگزار شود.
144639.jpg
نكته جالب توجه اينكه گفته مى شد محمد مايلى كهن به دليل مصاحبه جنجالى اش با يكى از خبرگزارى ها كه اتفاقاً عملكرد نمايندگان مجلس را نيز در آن به چالش كشيده بود قرار نبود در جلسه روز سه شنبه حضور پيدا كند اما با اصرار يحيى زاده يكى از اعضاى اين فراكسيون وى بالاخره پذيرفت كه براى نقد مشكلات فوتبال و تيم ملى در نشست مهم روز گذشته حضور يابد.
مايلى كهن در اين جلسه به موضوع دسته بندى مربيان ايرانى و خارجى اشاره كرد و گفت: گويا آنهايى كه در آنسوى مرزها مربيگرى مى كنند ارج و قرب بيشترى دارند.
مجيد جلالى يكى ديگر از كارشناسان برجسته فوتبال كشورمان نيز البته ضمن بيان موضوعات و مشكلات كلى فوتبال ايران تصريح كرد: ۲۰ سال است كه نظام فوتبال ما مشكل دارد.
وى با اشاره به اين موضوع كه مربى و بازيكن در نظام فوتبال لايه سوم محسوب مى شوند حاضران را با يك سؤال مهم روبرو كرد: »چرا در مواقعى كه تيم ما مى بازد مربى و بازيكن از لايه سوم به لايه اول مى آيند و به شدت مورد هدف قرار مى گيرند؟«
خود او در گفت وگويى كوتاه با ايران ورزشى مى گويد: «من از هيچ شخص خاصى حمايت نكردم. شخص خاصى را نيز تخريب نكردم. من از مشكلات نظام فوتبال ايران گفتم، همين.»
در حاشيه اين نشست مهم اما تماس رييس فراكسيون ورزش مجلس با سرپرست فدراسيون فوتبال جالب توجه مى نمود. گويا خود اميررضا خادم نيز از غيبت هاشمى و قلعه نويى دچار تعجب شده بود. حاصل تماس خادم با هاشمى اما به تشكيل جلسه ديگرى منجر شد.
اما در اين بين گويا جلالى و مايلى كهن تأكيد كرده اند اگر قلعه نويى به خاطر ما در اين جلسه حاضر شود روز چهارشنبه (امروز) ما به مجلس مى آييم كه اين درخواست البته مورد موافقت اميررضا خادم قرار نگرفته است. با اين حال بعيد به نظر مى رسد كه محمد مايلى كهن در جلسه امروز كه قلعه نويى هم در آن حضور دارد شركت كند.
در نشست مهم امروز به طور مشخص منتقدان كه در ميان آنها حضور جهانگير كوثرى به شدت سؤال برانگيز مى نمايد درباره اتفاقات جام ملت هاى آسيا و نتايج ضعيف تيم ملى بحث و بررسى به عمل خواهد آمد.
طبق آخرين تماس هايى كه با كارشناسان دعوت شده به مجلس برقرار كرده ايم امروز آنها در دومين جلسه متوالى نيز حضور خواهند داشت تا حسن نيت خود را در قبال مسأله »فوتبال ملى« ثابت كنند.
نوشته شده توسط کیمیا در 2:14 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه 1386/05/16
خبيرى: فدراسيون درباره ماندن يا رفتن امير تصميم مى گيرد
قلعه نويى براى ماندن تقاضا كند
144507.jpg
ايران ورزشى- انگار بحث هاى مهمترى وجود ندارد كه تمام فكر و ذهنمان را به ماندن يا رفتن قلعه نويى معطوف كرده ايم؛ در شرايطى كه فدراسيون فوتبال در بلاتكليفى به سر مى برد و در پى فراهم كردن شرايط براى انتخاب رييس آتى است، سوژه ابقا يا اخراج قلعه نويى بيش از هر چيز ديگرى جلب توجه مى كند اما در اين ميان سرانجام يك نفر به نام دكتر محمدمهدى خبيرى عضو كميته انتقالى فدراسيون فوتبال به اين نكته اشاره مى كند و مى گويد: «در نشست هفته آينده فقط درباره شاخص هاى مربى تيم ملى بحث مى كنيم. فدراسيون فوتبال در شرايط فعلى در مورد مسأله اى مانند كادر فنى تيم ملى تصميم گيرى مى كند كه كميته انتقالى آن را تأييد كرده باشد، اما به طور كلى ما در مسائل فنى وارد نمى شويم و بحث اصلى ما بازگرداندن فدراسيون به شرايط ايده آل است.»
خبيرى انتخاب سرمربى تيم ملى را از وظايف فدراسيون بعدى مى داند: «چالش اصلى فعلى فوتبال مربى داخلى يا خارجى نيست، خارجى و داخلى بودن سرمربى تيم ملى به سياست هاى كلان فدراسيون بستگى دارد. شايد نيازى به مربى خارجى نباشد يا يك مدير فنى براى كل تيم هاى ملى داشته باشيم. در شرايط فعلى هر كدام از تيم هاى ملى راه خودشان را مى روند و شايد تنها كمى از تيم نوجوانان و جوانان خيالمان راحت است و در شرايط فعلى به غير از تيم ملى بزرگسالان، تيم اميد به يك مسأله بزرگ تبديل شده است. از زمانى كه سيموئز هدايت تيم اميد را بر عهده گرفت، اين تيم چند جهت مختلف را پيموده است.
سيموئز يك راه را انتخاب كرد، در مسابقات دوحه قطر به يك شكل ظاهر شديم، در مقدماتى المپيك مسير ديگرى را پيموديم و براى مسابقات غرب آسيا نيز روش ديگرى داشتيم. ما در شرايط فعلى از نيروى انسانى لازم برخورداريم، اما فاقد طرح منسجم هستيم و كارمان جهت خاصى ندارد.
بايد اين قضيه بررسى شود، يك تمرين دهنده خوب يا مدير فنى داشته باشيم كه بر كل تيم هاى ملى نظارت داشته باشد.»
خبيرى پس از آنكه پيرامون انتخاب سرمربى تيم ملى توضيحاتش را مى دهد، دوباره بحث امير قلعه نويى از سر گرفته مى شود تا او بگويد: «قرارداد قلعه نويى ۳۱ تير ماه با فدراسيون فوتبال به اتمام رسيده است؛ وى گفته است كه من تصميم مى گيرم در تيم ملى بمانم يا نمانم. اين در حالى است كه براى تمديد قرارداد، فدراسيون تصميم ادامه همكارى و عدم همكارى را اتخاذ خواهد كرد. تنها قلعه نويى مى تواند تقاضا كند كه بماند يا نماند.
144495.jpg
در نهايت فدراسيون فوتبال با تصميم كميته انتقالى تصميم نهايى را اتخاذ مى كند و ما نيز تا جايى كه امكان دارد كار را به فدراسيون بعدى مى سپاريم تا بر اساس چارچوبى كه تعيين شده است به انتخاب اعضا بپردازد.»
خبيرى باز هم به همان بحث اول برمى گردد كه مسائل مهم ترى وجود دارند كه نسبت به انتخاب سرمربى بايد داراى اولويت باشند: «در شرايط فعلى فعاليت هاى اجرايى را نبى انجام مى دهد وكميته انتقالى تصميمات لازم را به وى ابلاغ مى كند. از سوى ديگر ما اكنون قصد نداريم در خصوص مسائل آينده فوتبال تصميم بگيريم، چرا كه به صورت موقت كار مى كنيم و هدفمان برگزارى انتخابات و خارج كردن فوتبال از حالت تعليق است. هم اكنون عجله اى هم براى انتخاب كادر فنى تيم ملى وجود ندارد. چرا كه مسابقه خاصى را در پيش نداريم و با شروع مسابقات ليگ ملى پوشان درگير اين مسابقات هستند و اين بهترين فرصت است كه تصميمات كلان براى پيشبرد بهتر هدايت تيم هاى ملى انديشيده شود.»
نوشته شده توسط کیمیا در 11:39 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه 1386/05/15
تهران IranSport.Net - كنفدراسيون فوتبال آسيا سيد بندي و روش مسابقات انتخابي قاره كهن براي شركت در جام جهاني ‪ ۲۰۱۰‬آفريقاي جنوبي را به ‪ ۴۳‬خود اعلام كرد و ايران نخستين ديدار خود را روز ‪ ۱۷‬بهمن برگزار خواهدكرد. براساس اين برنامه تيم ملي فوتبال ايران روز ‪ ۶‬فوريه ‪ ۱۷ - ۲۰۰۹‬بهمن ‪ ۱۳۸۶‬اولين بازي خود را براي صعود به جام جهاني ‪ ۲۰۱۰‬انجام مي‌دهد. در اين دوره از بازيها سيد بندي تيم‌ها بنابر نتايج آنها در جام جهاني گذشته، ‪ ۲۰۰۶‬آلمان است. كلر كني تيپتون مدير بخش ارتباطات و بازاريابي كنفدراسيون نيز در اين باره گفت : " با توجه به اينكه براي انتخاب نمايندگان آسيا در جام جهاني بازيهاي متعددي برگزار مي‌شود گمان مي‌كنيم ‪ AFC‬بهترين زمانبندي ممكن را در نظر گرفته است".

بنابر اين ‪ ۴۳‬تيم آسيايي به اين ترتيب سيد بندي شدند:
‪ -۱‬استراليا
‪ -۲‬كره جنوبي
‪ -۳‬عربستان سعودي
‪ -۴‬ژاپن
‪ -۵‬ايران
‪ -۶‬بحرين
‪ -۷‬ازبكستان
‪ -۸‬كويت
‪ -۹‬كره شمالي
‪ -۱۰‬چين
‪ -۱۱‬اردن
‪ -۱۲‬عراق
‪ -۱۳‬لبنان
‪ -۱۴‬عمان
‪ -۱۵‬امارات
‪ -۱۶‬قطر
‪ -۱۷‬سوريه
‪ -۱۸‬فلسطين
‪ -۱۹‬تايلند
‪ -۲۰‬تركمنستان
‪ -۲۱‬تاجيكستان
‪ -۲۲‬اندونزي
‪ -۲۳‬هنگ كنگ
‪ -۲۴‬يمن
‪ -۲۵‬ويتنام
‪ -۲۶‬قرقيزستان
‪ -۲۷‬مالديو
‪ -۲۸‬هند
‪ -۲۹‬سنگاپور
‪ -۳۰‬سري لانكا
‪ -۳۱‬مالزي
‪ -۳۲‬چين تايپه
‪ -۳۳‬بنگلادش
‪ -۳۴‬ماكائو
‪ -۳۵‬پاكستان
‪ -۳۶‬افغانستان
‪ -۳۷‬مغولستان
‪ -۳۸‬گوام
‪ -۳۹‬نپال
‪ -۴۰‬كامبوج
‪ -۴۱‬بوتان
‪ -۴۲‬ميانمار
‪ -۴۳‬تيمور شرقي
روش مسابقات كه به تاييد فدراسيون بين‌المللي فوتبال فيفا نيز رسيده است به شكل زير خواهد بود:
سهميه آسيايي‌ها در جام جهاني :
‪ ۴۳‬تيم در اين بازيها شركت مي‌كنند.

آسيايي‌ها داراي ‪ ۴/۵‬سهميه (تيم) براي صعود به جام جهاني هستند.

تيم‌هايي كه در سيدبندي ‪ ۵-۱‬هستند در مرحله سوم بازيهاي انتخابي حاضر مي شوند.

مرحله اول:
تيم‌هايي كه در رده ‪ ۴۳ - ۶‬هستند به دو دسته تقسيم مي‌شوند و بصورت رفت و برگشت ديدار حذفي برگزار مي‌كنند.

نام تيم‌هايي كه در رده ‪ ۲۴-۶‬هستند در هنگام قرعه كشي در گلدان ‪ A‬قرار مي گيرد و تيم‌هاي ‪ ۴۳-۲۵‬در گلدان ‪ B‬قرار خواهد گرفت.

‪ ۱۹‬تيمي كه در اين مرحله پيروز مي‌شوند، ‪ ۸‬تيم رده پايين تر در سيدبندي به مرحله دوم مسابقات مي‌روند و مابقي به مرحله سوم جهش مي‌كنند.

بازي روز اول : ‪ ۸‬اكتبر ‪ ۱۶ - ۲۰۰۷‬مهر ‪۱۳۸۶‬
بازي روز دوم: ‪ ۲۸‬اكتبر ‪ ۶ - ۲۰۰۸‬آبان ‪۱۳۸۶‬
تيم‌ها مي‌توانند سر زمان بازيها به توافق برسند اما هر دو بازي بايد تا تاريخ ‪ ۲۸‬اكتبر - ‪ ۶‬آبان ‪ ۱۳۸۶‬انجام شده باشد.

مرحله دوم:
هشت تيم صعود كرده به ‪ ۴‬زوج تقسيم مي‌شوند و در يك بازي حذفي رفت و برگشت با يكديگر روبه‌رو مي‌شوند تا چهار تيم به مرحله سوم بروند.

بازي روز اول : ‪ ۹‬نوامبر ‪ ۱۸ - ۲۰۰۷‬بهمن ‪۱۳۸۶‬
بازي روز دوم : ‪ ۱۸‬نوامبر ‪ ۲۷ - ۲۰۰۷‬آبان ‪۱۳۸۶‬
تيم‌ها مي‌توانند سر زمان بازيها به توافق برسند اما هر دو بازي بايد تا تاريخ ‪ ۱۸‬نوامبر ‪ ۲۷ - ۲۰۰۷‬آبان ‪ ۱۳۸۶‬انجام شده باشد.

مرحله سوم:
يازده تيم صعود كرده از مرحله اول و چهار تيم صعود كرده از مرحله دوم به پنج تيم رده بالاي سيد بندي مي‌پيوندند. اين ‪ ۲۰‬تيم به پنج گروه چهار تيم تقسيم مي‌شوند . تيم‌هاي اول و دوم هر گروه به مرحله بعدي مي‌روند.

بازي روز اول: ‪ ۶‬فوريه ‪ ۱۷ - ۲۰۰۸‬بهمن ‪۱۳۸۶‬
بازي روز دوم: ‪ ۲۶‬مارچ ‪ ۶ - ۲۰۰۸‬فروردين ‪۱۳۸۷‬
بازي روز سوم: ‪ ۷‬جوون ‪ ۱۶ - ۲۰۰۷‬خرداد ‪ ۱۳۸۷)‬روز غير از روزهاي مسابقات فيفا)
بازي روز چهارم: ‪ ۱۴‬جوون ‪ ۲۴ - ۲۰۰۸‬خرداد ‪ ۱۳۸۷)‬روز غير از روزهاي مسابقات فيفا)
بازي روز پنجم: ‪ ۶‬سپتامبر ‪ ۱۵ - ۲۰۰۸‬شهريور ‪۱۳۸۷‬
بازي روز ششم: ‪ ۱۰‬سپتامبر ‪ ۱۹ - ۲۰۰۸‬شهريور ‪۱۳۸۷‬
مرحله چهارم:
‪ ۱۰‬تيم باقيمانده به دو گروه پنج تيمي تقسيم مي‌شوند كه در نهايت تيم‌هاي اول و دوم هر گروه مي‌توانند بصورت مستقيم به جام جهاني بروند.

بازي روز اول : ‪ ۱۵‬اكتبر ‪ ۲۳ ۲۰۰۸‬مهر ‪۱۳۸۷‬
بازي روز دوم: ‪ ۱۹‬نوامبر ‪ ۲۸ - ۲۰۰۸‬آبان ‪۱۳۸۷‬
بازي روز سوم: ‪ ۱۱‬فوريه ‪ ۲۲ - ۲۰۰۹‬بهمن ‪۱۳۸۷‬
بازي روز چهارم: ‪ ۲۸‬مارچ ‪ ۸ - ۲۰۰۹‬فروردين ‪۱۳۸۸‬
بازي روز پنجم: ‪ ۱‬آپريل ‪ ۱۱ - ۲۰۰۹‬ارديبهشت ‪۱۳۸۸‬
بازي روز ششم: ‪ ۶‬جوون ‪ ۱۶ - ۲۰۰۹‬خرداد ‪۱۳۸۸‬
بازي روز هفتم: ‪ ۱۰‬جوون ‪ ۱۳ - ۲۰۰۹‬خرداد ‪۱۳۸۸‬
بازي روزهشتم: ‪ ۱۷‬جوون ‪ ۲۷ - ۲۰۰۹‬خرداد ‪ ۱۳۸۸)‬روز غير از روزهاي مسابقات فيفا)
بازي روز نهم: ‪ ۵‬سپتامبر ‪ ۱۴ - ۲۰۰۹‬شهريور ‪۱۳۸۸‬
بازي روز دهم: ‪ ۹‬سپتامبر ‪ ۱۸ - ۲۰۰۹‬شهريور ‪۱۳۸۸‬
بازي پلي آف ‪:AFC‬
تيم‌هاي سوم هر گروه در مرحله چهارم بصورت رفت و برگشت بازي پلي آف برگزار مي‌كنند.

بازي روز اول: ‪ ۱۰‬اكتبر ‪ ۱۸ - ۲۰۰۹‬مهر ‪۱۳۸۸‬
بازي روز دوم : ‪ ۱۴‬اكتبر ‪ ۲۲ - ۲۰۰۹‬مهر ‪۱۳۸۸‬
بازي پلي آف ‪:AFC / OFC‬
تيم برنده بازي پلي آف ‪ AFC‬با برنده بازيهاي انتخابي ‪ OFC‬ديدار پلي آف بازي مي‌كند.

بازي روز اول: ‪ ۱۴‬نوامبر ‪ ۲۳ - ۲۰۰۹‬آبان ‪۱۳۸۸‬
بازي روز دوم : ‪ ۲۱‬نوامبر ‪ ۳۰ - ۲۰۰۹‬آبان ‪ ۱۳۸۸)‬روز خارج از روزهاي مسابقات فيفا)
قرعه كشي مرحله اول بازيها روز دوشنبه ‪ ۶‬آگوست ‪ ۱۵ - ۲۰۰۷‬مرداد ‪ ۱۳۸۶‬ساعت ‪ ۳‬بعد از ظهر در كنفدراسيون فوتبال آسيا انجام خواهد شد.





نوشته شده توسط کیمیا در 0:21 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه 1386/05/13
سردبير مجله‌ فوتبال‌ آسيا: حذف‌ ايران‌ به‌ دليل‌ مشکلات‌ تاکتيکى‌ بود کار مربى‌ ايران‌ را متوجه‌ نشدم! اين‌ بدترين‌ تيم‌ 10 سال‌ اخير ايران‌ بود
مايکل‌ چورج‌ که‌ مسئوليت‌ مجله‌ فوتبال‌ آسيا را برعهده‌ داشت‌ در مورد عملکرد فوتبال‌ ايران‌ در جام‌ ملت‌هاى‌ 2007 حرفهاى‌ بسيار جالبى‌ زد که‌ او هم‌ نوک‌ پيکان‌ انتقاد خود را به‌ سمت‌ قلعه‌نوعى‌ و دستيارانش‌ برده‌ است. او از عملکرد فنى‌ ايران‌ در جام‌ ملت‌هاى‌ 2007 راضى‌ نيست‌ و اين‌ عملکرد را ضعيف‌ترين‌ عملکرد ايران‌ در چند سال‌ اخير مى‌داند.
آسيا قهرمان‌ جديد خود را شناخت. عراق‌ اکنون‌ تيم‌ اول‌ قاره‌ است، فکر مى‌کرديد اين‌ تيم‌ قهرمان‌ شود؟
اگر بخواهم‌ راست‌ بگويم‌ نه، چون‌ قاره‌ رقباى‌ سنتى‌ و با افتخار زيادى‌ داشت‌ اما هميشه‌ معادلات‌ به‌ هم‌ مى‌خورد.
بازيهاى‌ ايران‌ را هم‌ ديديد، نظرتان‌ را در مورد تيم‌ ما بگوييد؟
متأ‌سفانه‌ ايران‌ با وجود قابليت‌هايى‌ که‌ دارد نتوانست‌ به‌ فينال‌ برسد. در کشور شما مردم‌ و روزنامه‌نگاران‌ حساب‌ ويژه‌اى‌ براى‌ تيمتان‌ باز کرده‌ بودند تا قهرمان‌ آسيا شود اما فوتبال‌ با حقيقت‌ زنده‌ است‌ نه‌ تصور!
شما از قهرمانى‌ عراق‌ خوشحال‌ هستيد؟
بله، قهرمانى‌ عراق‌ شوک‌ بزرگى‌ به‌ فوتبال‌ آسيا وارد کرد. آنها تمام‌ مدعيان‌ آسيا را ناکام‌ گذاشتند تا بفهمند که‌ رقبا به‌ سرعت‌ در حال‌ نزديک‌شدن‌ هستند.
چرا ايران‌ حذف‌ شد؟
بايد بگويم‌ که‌ وقتى‌ ايران‌ با آن‌ همه‌ مهره‌ ارزشمند که‌ در اختيار دارد نمى‌تواند قهرمان‌ شود نتيجه‌اش‌ را بايد در جامعه‌ جستجو کرد که‌ شوک‌ مهلکى‌ بر روح‌ مردم‌ وارد مى‌شود. اکنون‌ مى‌توانم‌ تصور کنم‌ وقتى‌ تيم‌ ايران‌ در بازى‌ با کره‌ حذف‌ شد چه‌ لطمه‌ روحى‌ بدى‌ به‌ مردم‌ وارد آمد. ايرانى‌ها با تمام‌ وجودشان‌ فوتبال‌ را دوست‌ دارند و نکات‌ تيم‌ملى‌ را تعقيب‌ مى‌کنند و مى‌دانم‌ تا امروز هم‌ در مورد باخت‌ در ايران‌ بحث‌ است.
و از ديدگاه‌ شما چرا ايران‌ از کره‌ شکست‌ خورد؟
به‌ عقيده‌ من‌ حذف‌ ايران‌ به‌ مشکلات‌ تاکتيکى‌ و مديريتى‌ برمى‌گردد و ايران‌ هيچ‌ مشکلى‌ از بابت‌ ابزار بازيکن‌ نداشت. به‌ عقيده‌ من‌ ايران‌ با وجود در اختيار داشتن‌ بازيکنانى‌ چون‌ کريمي، مهدوى‌کيا و هاشميان‌ که‌ سابقه‌ سالها بازى‌ در فوتبال‌ اروپا را دارند نتوانست‌ نمايش‌ خوبى‌ بدهد.
شما مى‌گوييد اين‌ ناکامى‌ به‌ مسائل‌ فنى‌ ربط‌ داشت؟ مى‌توانيد واضح‌تر حرف‌ بزنيد؟
من‌ نمى‌توانم‌ متوجه‌ شوم‌ که‌ مربى‌ ايران‌ چگونه‌ يک‌ دروازه‌بان‌ جوان‌ را جانشين‌ دروازه‌بان‌ اصلى‌ خود مى‌کند. اين‌ دروازه‌بان‌ جوان‌ نمى‌توانست‌ فشارهاى‌ روحى‌ آن‌ بازى‌ را تحمل‌ کند. مربى‌ ايران‌ ريسک‌ بزرگى‌ کرد که‌ من‌ تا به‌ حال‌ مثل‌ آن‌ را نديده‌ بودم‌ و لطمه‌اش‌ را هم‌ فوتبال‌ ايران‌ خورد.
مى‌توان‌ گفت‌ که‌ اين‌ تيم‌ بهترين‌ تيم‌ ايران‌ بود؟
نه، ايران‌ پيش‌ از اين‌ تورنمنت، تيم‌هاى‌ هماهنگ‌تر و کارآمدترى‌ داشت‌ که‌ فوتبال‌ زيبا ارائه‌ مى‌کردند. بهترين‌ دوره‌ فوتبال‌ ايران‌ از نگاه‌ من‌ به‌ سال‌ 1996 برمى‌گردد که‌ دايى‌ و خداداد عزيزى‌ خط‌ حمله‌ تيم‌ملى‌ شما را تشکيل‌ داده‌ بودند و خيلى‌ زود هم‌ به‌ فوتبال‌ آلمان‌ رفتند. در خط‌ ميانى‌ کريم‌ باقرى‌ با شوت‌هاى‌ مهلکش‌ سطح‌ بين‌المللى‌ داشت‌ و در خط‌ دفاع‌ نام‌ محمد خاکپور را نمى‌توانم‌ از ياد ببرم. او مى‌توانست‌ همه‌ اشتباهات‌ را جبران‌ کند. در جام‌ ملت‌هاى‌ چين‌ هم‌ ايران‌ بى‌نظير بازى‌ مى‌کرد و تيم‌ يکدست‌ و يکدلى‌ داشتيد اما در مالزى‌ اگر چه‌ بهترين‌هاى‌ آسيا را داشتيد اما نمايش‌ خوبى‌ از اين‌ تيم‌ نديديم.
نوشته شده توسط کیمیا در 3:33 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه 1386/05/13
ديروز يک‌ روزنامه‌ دولتى‌ خبر از قرارداد يک‌ ساله‌ و جديد! فدراسيون‌ موقت‌ با قلعه‌نوعى‌ داد و مناجاتى‌ هم‌ در مصاحبه‌ با ايرنا اين‌ مسأ‌له‌ را به‌ نوعى‌ تأ‌ييد کرد تا مشخص‌ شود که‌ کادرفنى‌ تيم‌ملى‌ حداقل‌ تا تير 87 باقى‌ مى‌مانند (بلند بگو مبارکه‌ انشأ‌ا...)
نکته‌ اينجاست‌ که‌ گويا قرارداد کادرفنى‌ با فدراسيون‌ موقت‌ قبل‌ از جام‌ ملت‌ها تمديد شده‌ که‌ اين‌ خبر اگر صحت‌ داشته‌ باشد نورعلى‌ نور است. ما تنها کارى‌ که‌ از دستمان‌ بر مى‌آيد اين‌ است‌ که‌ دعا کنيم‌ اصل‌ خبر کذب‌ محض‌ باشد چون‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ به‌ عنوان‌ مردمى‌ترين‌ فدراسيون‌ کشور اگر قرارداد مربيانش‌ در تيم‌ملى‌ را تمديد مى‌کند، حتماً‌ بايد اين‌ مسأ‌له‌ را به‌ مردم‌ اطلاع‌ دهد. اين‌ حق‌ مسلم‌ مردم‌ است‌ که‌ بدانند قرارداد مربى‌ تيم‌ملى‌ کي، چطور و چرا تمديد مى‌شود. در اين‌ مورد باز هم‌ طى‌ هفته‌ آتى‌ خواهيم‌ نوشت‌ .
نوشته شده توسط کیمیا در 12:8 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه 1386/05/07
جواب حرف زور را مى دهم حتى اگر ۱۰ سال خانه نشين شوم
قلعه نويى: بعد از پروين ۱۶ قهرمانى دارم!
• آنهايى كه صفايى را آوردند به فوتبال خيانت كردند

143481.jpg
پيش از هر چيز از امير قلعه نويى بابت نوشتن اين گزارش عذرخواهى مى كنيم، چرا كه قرارمان اين بود كه دوستانه صحبت كنيم و آقاى سرمربى هم در فضايى دوستانه با ما وارد بحث شود. حق طبيعى امير قلعه نويى است كه از دست ما دلخور شود اما در شرايط فعلى باز شدن بعضى بحث و جدل ها مى تواند به او كمك كند تا در فضايى بهتر به ارزيابى عملكرد خود بپردازد.
بعد از ۳-۲ بوق ممتد، گوشى را جواب مى دهد و با اين جمله مواجه مى شود:«آقاى قلعه نويى سلام... فلانى هستم از ايران ورزشى! چرا در برنامه جمعه شب شركت كرديد و آن حرف ها را در باره صفايى فراهانى زديد؟ چرا با مجرى برنامه كه فرق ۲-۵-۳ و ۱-۳-۲-۴ كره را نمى فهمد، بحث مى كنيد و در مورد تعويض ها و استفاده از نفرات توضيح مى دهيد؟»
امير قلعه نويى پوزخندى مى زند و جواب ما را اينگونه مى دهد:«چه كار مى كردم؛ حالا كه تيم ملى شكست خورده، فرار مى كردم و مقابل مردم ظاهر نمى شدم و به سؤالات جواب نمى دادم؟ شما مى گوييد كه چرا جواب صفايى فراهانى را دادم و من خدمت شما عرض مى كنم. آقاى صفايى در تمام اين مدت عليه بنده مصاحبه كرده و گفته كه آنهايى كه قلعه نويى را انتخاب كردند پاسخگو باشند؛ خود شما اگر دو بار زنگ بزنيد و امير قلعه نويى جواب تلفن را ندهد، ناراحت مى شويد و از روى عصبانيت عليه او مطلب مى نويسيد. حالا شما توقع داريد كه جواب صفايى را ندهم؟ آقاى صفايى مى خواهد جناح خاصى را بكوبد، امير قلعه نويى را سيبل مى كند و هدف قرار مى دهد. من كه چيز بدى نگفتم. توهين هم نكردم و فقط گفتم كه آنهايى كه صفايى را انتخاب كردند، به فوتبال لطمه زدند. شما از بعضى از روابط خبر نداريد. زمانى كه تيم ملى به جام جهانى رفت، صفايى فراهانى عضو هيأت رييسه فدراسيون بود و با آقاى مصطفوى نان و نمك خورده بود اما اجازه نداد كه مصطفوى به جام جهانى برود.
در ضمن من فقط گفتم كه تيم آقاى صفايى با آن همه امكانات و حمايت هاى دولت به مسابقات ۲۰۰۰ لبنان رفت و در همين مرحله به كره باخت و حذف شد اما تيم ما خوب بازى كرد و موقعيت هاى فراوانى داشت كه گل نكرد و در ضربات پنالتى باخت و حذف شد. چقدر صبر كنم و چقدر دندان روى جگر بگذارم و سكوت كنم؟ اگر به قيمت ۱۰ سال خانه نشين شدنم هم تمام شود، حرف حقيقت را مى زنم و برايم مهم نيست كه طرف حسابم صفايى باشد يا هر آدم ديگرى. مشكل من اينجا بود كه در دامن كميته انتقالى نرفتم و الكى خودم را به جناح آنها نچسباندم. كجاى اين حرف من اشتباه است كه آقاى صفايى فراهانى براى افتتاحيه بازيها به تايلند آمد اما به تيم ملى كشورش سر نزد تا ببيند مشكلى دارد يا نه؟»
امير قلعه نويى حرف مى زند و ما ساكت و آرام به حرف هاى او گوش مى كنيم. در بعضى از موارد با او هم عقيده هستيم و در بسيارى از موارد وسط حرف او مى پريم و مخالفت خود را اعلام مى كنيم. اينكه صفايى فراهانى به مالزى نرفته و به تيم ملى سر نزده درست؛ اينكه قلعه نويى از مصاحبه صفايى فراهانى (آنهايى كه قلعه نويى را انتخاب كردند پاسخگو باشند) ناراحت باشد هم حق طبيعى قلعه نويى است چرا كه صفايى فراهانى حق نداشت اين مسأله را در فضاى مطبوعاتى عنوان كند و به عنوان رييس كميته انتقالى مى توانست قلعه نويى را از كار بركنار كند نه اينكه اينگونه به ترور شخصيتى سرمربى تيم ملى بپردازد اما به هر حال ادبيات امير قلعه نويى در قبال صفايى فراهانى پسنديده نبود و از سرمربى تيم ملى انتظار مى رفت كه با صبر و حوصله بيشترى به انتقادات پاسخ بدهد. امير قلعه نويى در لابه لاى حرف هايش به اوضاع نابسامان فوتبال و سوء مديريت در فدراسيون فوتبال اشاره مى كند كه اين نكته هم از او قابل پذيرش است؛ درست مثل بحث تعويض ها و پنالتى ها و بسيارى از نقدهايى كه از تيم ملى شده است و پايه و اساس منطقى ندارند. در بحث پنالتى ها، اينكه چرا رسول پنالتى زد و فلانى نزد بحث هايى مضحك و خنده دار است، چرا كه اگر پنالتى رسول ۵ سانتيمتر به راست بود، شايد بازى را مى برديم و اگر با اين متر و معيار بخواهيم امير قلعه نويى را نقد كنيم، به خاطر ۵ سانتيمتر قلعه نويى مى تواند بدترين مربى دنيا يا بهترين مربى دنيا شود.
قلعه نويى هم تا حدودى حرف هاى ما را مى پذيرد اما در مورد بحث و جدل با صفايى فراهانى و ادبياتى كه در مورد او به كار گرفته به هيچ وجه انتقاد ما را نمى پذيرد. قلعه نويى در ادامه بحث خود از سابقه اش هم مى گويد:«من نمى توانم از خودم تعريف كنم و اگر اين كار را انجام بدهم، همه مى گويند از خودش تعريف مى كند. من ۱۶ عنوان قهرمانى دارم و فكر مى كنم بعد از على پروين نفر دوم باشم. نمى دانم منصور خان پورحيدرى چقدر قهرمانى دارد اما من بعد از على آقا بيشترين قهرمانى را دارم.
143469.jpg
در جام ميلز بازى كرده ام و كاپيتان تيم ملى جوانان و استقلال و حتى در مقطعى كاپيتان تيم ملى هم بوده ام. در دوره بازيگرى و مربيگرى با تيم بزرگى مثل استقلال قهرمان شده ام. ۲ ماه دوره مربيگرى را در باشگاه لوركوزن آلمان گذرانده ام؛ كدام يك از مربيان ايرانى اين سابقه را در كارنامه دارند؟ من نمى خواهم از خودم تعريف كنم. با استقلال قهرمان جام حذفى و ليگ شده ام و على رغم سن و سال كم، مربى تيم ملى شده ام و باخته ام، چرا از مربيان ديگر ايرانى كه از من بزرگتر بوده اند و باخته اند به اندازه من انتقاد نمى شود؟ اين ظلم است و مرا ناراحت مى كند. مشكل من اينجاست كه با مطبوعات رابطه خاصى نداشتم و علاقه مند نبودم كه با بعضى ها رابطه داشته باشم. در مورد صفايى فراهانى هم بايد بگويم كه حرف خاصى نزدم. فقط گفتم كه آنها هم در مسابقات ۲۰۰۰ لبنان در همين مرحله باختند و حذف شدند.»
خلاصه اينكه بحث ما با امير قلعه نويى ادامه پيدا مى كند. به او مى گوييم كه شما آدم صبورى نيستيد و زود از كوره درمى رويد. امروز باخته ايد و اگر از شما انتقاد مى شود، امرى بديهى است. بايد آرام باشيد و به آينده نگاه كنيد كه اين روزها مثل برق و باد مى گذرد و خيلى زود همه فراموش مى كنند كه چه اتفاقى رخ داده است. آنچه از شما به يادگار مى ماند، نوع كلام، رفتار و اخلاق شماست كه جمعه شب به يكباره تغيير كرد. شما باخته ايد و اينكه مسؤوليت شكست را مى پذيريد، نشانه شهامت شماست و بهتر است چيزى نگوييد و قضاوت را به افكار عمومى بسپاريد. افكار عمومى خوب مى فهمد كه تيم ملى بازى تداركاتى مناسب نداشت و مسؤول بازى تداركاتى سرمربى تيم ملى نيست. افكار عمومى خوب مى فهمد كه فدراسيون فوتبال، دبير فدراسيون و رييس كميته انتقالى بايد پاسخگو باشند كه تيم درجه دهم جاماييكا و غنا به تهران مى آيد و...!
امير قلعه نويى در پايان بسيارى از حرف ها را مى پذيرد و بسيارى از حرف ها را هم نمى پذيرد، همانطور كه ما هم بسيارى از حرف ها را پذيرفتيم و در قبال بسيارى از حرف ها از موضع خود كوتاه نيامديم.
نوشته شده توسط کیمیا در 11:41 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

شنبه 1386/05/06
قلعه نويى
مستحق اين نتيجه بود
ايران ورزشى- سايت گل در گزارشى كه توسط كاوه محجوب نويسنده ايرانى اين سايت درباره عملكرد تيم ملى ايران در رقابت هاى جام ملت هاى آسيا نوشته است از عملكرد امير قلعه نويى و تيم ملى فوتبال ايران در جام ملت هاى آسيا به شدت انتقاد كرده و حذف ايران را يك فاجعه پيش بينى شده قلمداد كرده است.
سايت گل در اين گزارش مى نويسد: براى چهارمين بار پياپى ۲ تيم پرافتخار آسيا درحالى در يك بازى سخت و تنگاتنگ به مصاف هم رفتند كه پيش از آنكه ۲ تيم به زمين ورزشگاه بوكيت جليل پا بگذارند مى شد نتيجه آن را پيش بينى كرد. عملكرد ضعيف تيم ملى در ۳ بازى مرحله گروهى به وضوح از يك فاجعه در فوتبال ايران خبر مى داد.
ايران مقابل ۲ تيم چين و ازبكستان در نيمه اول مسابقه بسيار بد بازى مى كرد اما هرچند كه نيمه هاى دوم به مراتب بهتر از نيمه هاى اول بود اما كليت مسابقه و نتايج به دست آمده نشان از نمايش ضعيف تيم ملى بود. اين نمايش ضعيف در رويارويى با مالزى بيش از پيش نمود پيدا كرد. نكته ديگر آنكه با وجود حضور ۸ يا ۹ لژيونر در هر بازى، تيم ملى ايران بدون سازماندهى، هماهنگى و كار گروهى ظاهر مى شد. بيشتر اين بازيكنان در پست تخصصى خود حضور نداشتند و نمايش ضعيفى از خود نشان دادند.
بار مسؤوليت اين شكست تيم ملى نخست متوجه سرمربى تيم ملى و كادر فنى ضعيف اوست. اين مربى از بكارگيرى بازيكنان موفق تيم ملى در دوره هاى پيشين به خصوص جام جهانى سرباز زد كه نمونه بارز آن حسين كعبى بود. هيچ كس نتوانست عدم استفاده از كعبى در اين مسابقات را متوجه شود.
اين مسأله را مى توان به ديگر بازيكنان جوان تيم ملى هم تعميم داد، بازيكنانى همچون جواد كاظميان، ايمان مبعلى، مسعود شجاعى يا اصلاً در زمين حضور نداشتند يا به طور محدود از آنها استفاده شد.
قلعه نويى به واقع مفهوم استفاده از مهره ها را نمى داند و نتيجه اى را گرفت كه شيوه مربيگرى او استحقاقش را داشت.
ايران بازى را به دليل بدشانسى در ضربات پنالتى به كره جنوبى واگذار نكرد بلكه شكست تيم ملى به دليل فقدان تفكر در برنامه ريزى و عدم توانايى در اين امر در بين اعضاى كادر فنى حادث شد. بازى با ۳ سيستم متفاوت در ۴ بازى بيانگر چيزى جز ناآمادگى بازيكنان و مربيان نيست.
پيروزى ۴-۲ مقابل تيم اميد غنا و برد ۸- يك مقابل تيم سوم جاماييكا حاشيه امنيت كاذبى را براى كادر فنى به همراه آورد و آنها فكر مى كردند تيم را براى حضور در جام ملت ها آماده ساخته اند اما چگونگى حضور تيم ملى در مسابقات و نحوه مربيگرى قلعه نويى چيزى كاملاً متناقض با سطح آمادگى كاذب را نشان داد.
آقاى قلعه نويى! جام ملت هاى آسيا محل كسب تجربه و پيدا كردن تركيب و سيستم تيم ملى نيست. مردم ايران ۳۱ سال بود كه منتظر قهرمانى تيم ملى كشورشان بودند ولى بار ديگر از دستيابى به آن باز ماندند.
نوشته شده توسط کیمیا در 0:28 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه 1386/05/03
استقبال بدون دسته گل و گروه موزيك
سكوت تلخ در مهرآباد
143133.jpg

شايد اگر قرار بود اين گزارش را يك هفته ديگر بنويسيم، بايد با شور و هيجان و «ايران، ايران، …» كردن مردم فوتبالدوست آن را شروع مى كرديم چون تيم ملى با مقام و افتخار به ميهن بازگشته بود!
ساعت ۵۰:۲ بامداد سه شنبه ۲ مرداد و انتظار براى ديدن مسافران پرواز ۸۴۱ كوالالامپور- تهران، شايد بى هيجان استقبال ممكن باشد. خبرى از مردم فوتبالدوست و دسته گل هاى رنگارنگ نيست.
هيچ چيز شبيه هميشه نيست، ياد ۳ سال پيش و آن شادى ها در فرودگاه مهرآباد به خير، چه روزگارانى بود. اينجا آدم هاى زيادى حضور دارند اما آنها براى سفر آمده اند نه براى ديدن و تشويق ستاره ها. كسى ديگر بچه هاى كوچك را بالاى سر نمى برد. از فوتبالى هايى كه به مالزى نرفته بودند، فقط سيد رضا افتخارى براى استقبال آمده است. كسى با كسى عكس نمى گيرد و هيچ كس امضا نمى خواهد.
ملى پوشان ظاهر مى شوند، اول نكونام، بعد مهدوى كيا و رحمان رضايى. اولى نمى خواهد كسى را به عنوان مقصر معرفى كند و فقط در مورد پنالتى ها حرف مى زند: «از قبل قرار بود پنالتى اول يا سوم را من بزنم اما گفتند كه تو پنجمين پنالتى زن هستى كه نوبت به من نرسيد و حذف شديم.»
دومى مى گويد: «اولين بارى بود كه پنالتى خراب كردم، قصد خداحافظى از تيم ملى ندارم و ادامه مى دهم.»
سومى هم از خداحافظى با فوتبال ملى مى گويد و بعد: «كسى از من نخواست پنالتى بزنم وگرنه مخالفتى نمى كردم.» تلخى موج مى زند، همان طور كه در ۴۸ ساعت گذشته موج مى زد. حسن رودباريان را مى بينيم، هنوز باورش نشده ايران از جام ملت هاى آسيا با هزار آمال و آروز حذف شده.
على كريمى با همان بى حالى و بى تفاوتى هميشگى از پله ها پايين مى آيد و مى گويد: «من جزو پنالتى زن ها نبودم و هيچ وقت هم پنالتى نمى زنم.»
در اين شلوغى بى معنى، تنه مان به تنه آقايى مى خورد: «آقا ببخشيد.» آندرانيك تيموريان است، سرش پايين و ما هم كه بى حواس تر از او «خيلى خوب بوديم، بايد مى رفتيم فينال اما بدشانسى آورديم، افسوس، و واقعاً افسوس.»
رسول خطيبى خودش را زده به آن كوچه معروف و قيافه آدم هاى ناراحت را به خود گرفته: «اين بدترين خاطره زندگى ورزشى ام بود.»
خبرى از وحيد هاشميان و زندى نيست، ظاهراً از تلخى فرودگاه پايتخت فرار كردند و يكسره راهى آلمان شدند.
143097.jpg
ناراحتى در چهره نبى هم موج مى زند، آنقدر پكر و توى فكر است كه به هيچ وجه شباهتى به دبير فدراسيون فوتبال ندارد: «قلعه نويى مى ماند، ما بدشانسى آورديم.»، هاشمى آن وسط ها چمدان هايش را اين طرف و آن طرف مى برد و با همان متانت و آرامش خودش اين سكوت آزاردهنده را تحمل مى كند.
كريم بوستانى را مى بينيم كه مى گويد: «همه چيز تشخيص قلعه نويى بود و با كادر فنى هماهنگ بوديم. خود رودباريان هم خبر داشت.» هرچند كه قيافه رودباريان نشانى از رضايت ندارد.
كاظميان، كريمى، مبعلى، رحمان و چند نفر ديگر از بقيه ناراحت ترند و به سمت در خروج حركت مى كنند. عنايتى هم حرف هاى گذشته اش را فراموش كرده و بدون اشاره به جنازه گلزن اش مى گويد: «چرا همه از من توقع دارند كه گل بزنم؟ گل نتيجه يك كار گروهى است و ما ۶ گل به ثمر رسانديم كه واقعاً آمار خوبى است. هم مدافع بودم و هم مهاجم و اين تمركزم را برهم مى زد. گاهى اوقات مهاجم مى سوزد كه مدافع گل بزند تا تيم موفق شود.»
نوبت به قلعه نويى مى رسد. مى خواهد خود را ناراحت نشان دهد اما گاهى اوقات مى خندد و مى گويد: «از قبل پنالتى زن ها مشخص بودند.» و در ادامه همان حرف هاى كنفرانس مطبوعاتى بعد از رويا رويى با كره را مرور مى كند تا از عملكرد خويش دفاعى كرده باشد.
همه سوار ماشين هايشان مى شوند؛ خبرى از نظم نيست و معلوم نمى شود مقصد هتل المپيك است يا خانه! اين بار اين طور قصه ما به سر رسيد.
نوشته شده توسط کیمیا در 3:22 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه 1386/05/03
اين صفت را به تيم ملى نچسبانيد
تنها چيزى كه نداشتيم بدشانسى بود
143109.jpg


تيم ملى فوتبال ايران با شكست مقابل كره جنوبى از صعود به مرحله نيمه نهايى جام ملت هاى ۲۰۰۷ آسيا بازماند تا ترتيب و توالى سوم شدن و مقام نياوردن ايران در اين رقابت ها از سال ۱۹۸۰ تاكنون همچنان رعايت شده باشد. همچنين توالى برد و باخت هاى نوبتى ايران مقابل كره جنوبى هم با شكست در ضربات پنالتى حفظ شود تا بعضى ها بحث تقدير و جبر را پيش بكشند كه اين بحث به هيچ عنوان در حوزه اختيارات ما نيست و آن را به افراد موجه و ذيصلاح واگذار مى كنيم ولى بعضى ها هم دوست دارند تا از يك توجيه سنتى در هنگام ناكامى ها اين بار هم استفاده كنند.
شانس و اقبال موردى است كه در فوتبال هم مثل ساير پديده هاى اجتماعى و انفرادى نقش ويژه اى را ايفا مى كند و چه بسا مسابقاتى كه سرنوشت آنها با خوش شانسى يك تيم و بداقبالى حريف به هيچ وجه با جريان عادى آن سنخيت نداشته است و حالا هم از واژه «بدشانسى» در توجيه ناكامى تيم ملى استفاده مى كنند. دست بر قضا باخت مقابل كره جنوبى هم در ضيافت پنالتى ها رقم خورد تا توجيه اين گروه در نظر آنها قوى تر هم جلوه كند ولى...
بدشانسى براى هر موردى در صورتى قابل پذيرش است كه تمام شرايط و مقدمات حصول به موفقيت فراهم شده باشد و هيچ نكته اى بدون توجه باقى نمانده باشد و بعد از آن وقتى دست سرنوشت حاصل ديگرى براى اين قضيه رقم زد، بگوييم با بدشانسى مواجه شده ايم. مهندسى كه تمام ريزه كارى هاى لازم براى ساخت يك پل را از استحكام پايه ها و ارتفاع مناسب و... در نظر مى گيرد و روز قبل از افتتاح با يك زلزله شديد سازه اش فرو مى ريزد، مى تواند ادعاى بدشانسى كند ولى وقتى مشابه همين مهندس بدون محاسبه دقيق شرايط اقدام به ساخت پل مى كند و با يك تكان خفيف سازه اش تخريب مى شود ديگر حق ندارد از واژه بدشانسى استفاده كند.
ما با تيمى راهى جام ملت ها شديم كه بر خلاف يك سال گذشته اش هيچ نشانى از اقتدار در بازيهاى خود ارايه نكرد. در واقع كادر فنى تيم ملى نشان دادند كه يك سال تمام را به بطالت گذرانده اند و هرگز نتوانسته اند تركيب و تاكتيك برتر تيمى خود را انتخاب كنند.
تيمى كه در ۴ مسابقه با ۴ تاكتيك متفاوت به ميدان مى رود خوش شانس بوده كه هيچ باختى را متحمل نمى شود و با ۲ برد و ۲ تساوى فقط در ضيافت پنالتى ها حذف مى شود. تيمى كه نمى داند شيوه دفاع خطى را بهتر اجرا مى كند يا دفاع مثلثى را، خيلى هم خوش اقبال بوده كه در ۴ مسابقه فقط ۳ گل دريافت مى كند.
نمى توان به تيمى كه مربيانش توانايى هاى نفرات خود را نمى شناسند و در عرصه مهم جام ملت هاى آسيا بعضى از نفرات را براى نخستين بار در پست هاى غير تخصصى مورد استفاده قرار مى دهند لقب بدشانس را اعطا كرد.
نمى توان به تيمى كه تركيب اوليه خود در مهم ترين تورنمنت يك سال گذشته اش را در هيچ يك از مسابقات قبلى امتحان نكرده صفت بدشانس را اطلاق كرد.
نمى توان به مجموعه اى كه بدون هيچ شناخت و پيش زمينه قبلى به مصاف حريفانش رفته و تقريباً تمامى نيمه هاى اول را تحت تأثير تيم هاى مقابل گرفته لقب بدشانس داد.
نمى توان به تيمى كه مهاجمانش در طول ۳۹۰ دقيقه نمى توانند حتى يك توپ از خط دروازه حريفان عبور دهند بدشانس گفت.
نمى توان به تيمى كه سرمربى اش با عجيب ترين روش ممكن از ميدان دادن به بهترين ذخيره اش در حساس ترين و سرنوشت سازترين بازى ممكن خوددارى مى كند و بى تأثيرترين مهاجم خود را ۱۲۰ دقيقه در ميدان نگاه مى دارد و يكى از مهم ترين پنالتى ها را هم به او مى دهد، صفت بدشانس را داد.
به هر شكل ممكن كه بخواهيم محاسبه كنيم با علم و منطق فوتبال سازگار نيست كه به مجموعه ايرانى حاضر در جام ملت هاى آسيا صفت بدشانس را اطلاق كنيم. اين تيم اصلاً هم بدشانس نبود. عيب كار را در جاهاى ديگر جست وجو كنيد. هرچند كه خيلى هم نياز به جست وجو ندارد.
نوشته شده توسط کیمیا در 3:21 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه 1386/05/02
سهم ها از اين فوتبال زجرآور مشخص است
اشك ها و دلارها
142965.jpg
خسرو رضايى

دوباره باختيم . مثل ۳۱ سال گذشته و مثل تمام اين سال هايى كه فقط خون دل خورده ايم و بغض هايمان را فرو خورده ايم و بازهم اميدوار
مانده ايم تا شايد چهار سال بعد و دوره آينده اين ناكامى ها را پايان دهيم و عنوان قهرمانى را از آن خود كنيم اما ظاهراً اين اميدوارى ما مثل چشمه جوشان است و تمامى ندارد . بازهم به آينده اميدواريم و دلخوش خواهيم بود به چهار سال ديگر.
اما با وضعيتى كه فوتباليست هاى ما دارند و راهى كه فوتبال ما در پيش گرفته است مطمئنيم نه چهار سال ديگر كه چهل سال ديگر هم نمى توانيم به اين آرزوى شيرين دست پيدا كنيم.
<<<
كارمان شده حرص خوردن و بغض قورت دادن. كارمان شده دست به دعا برداشتن اما مگر فوتبال امروز با دعا و راز و نياز و بينى و بين الله گفتن پيش مى رود؟ مگر مى شود با شعار دادن و فريب دادن افكار عمومى قهرمان شد؟ مگر مى شود بازى تداركاتى نداشت ، برنامه ريزى و مديريت و نظم و هزار عامل موفقيت ديگر را ناديده گرفت و بعد هم انتظار داشت تيم قهرمان شود؟ مگر مى شود با يك مشت بازيكنى كه ديگر هيچ انگيزه اى براى بازى ملى ندارند و عارشان مى آيد براى اين مرز و بوم بدوند و بجنگند قهرمان شد؟ مگر مى شود از ستاره هاى كاغذى كه حاضر نيستند به خاطر ۷۰ ميليون ايرانى از جان مايه بگذارند انتظار قهرمانى داشت. فلان بازيكنى كه ميليون ها دلار از همين فوتبال و از همين مردم نصيبش شده ديگر حاضر نيست به عشق مردم كشورش بازى كند. همان بازيكن با كوچكترين حرف ساكش را برمى دارد تا اردوى تيم ملى را ترك كند؛ بازيكنى كه هر چه دارد از همين مردم است اما در چند سال اخير كمترين چيزى كه براى اين جماعت فوتباليست ارزش ندارد مردم هستند. كمترين چيزى كه براى اين جماعت مايه دار ارزش ندارد احساسات ميليون ها جوان و پير و زن و مرد ايرانى است كه از كار و زندگى شان مى زنند يا پاى تلويزيون مى نشينند يا به ورزشگاه مى آينده تا تيم ملى را تشويق كنند. اينها كه سرمايه واقعى فوتبال هستند و ورزشگاه هاى خالى مالزى مهر تأييد زد بر تمام شايستگى ها و بزرگوارى هايشان ، كجاى ذهن بازيكنان جاى دارند كه به خاطر آنها از جان مايه بگذارند و مردانه بجنگند؟
<<<
آقاى فوتباليستى كه به خاطر بازى نكردن در جام جهانى از على دايى و بقيه انتقاد كرد و گفت جنازه اش به اين مكزيك و آنگولا گل مى زد پس چرا خودش با اين جان مباركش كه هنوز به جنازه هم تبديل نشده نتوانست به تيم درجه سومى مثل مالزى گل بزند؟ چرا با اين همه دبدبه و كبكبه حتى يك گل هم در چهار بازى نزد؟ امثال اين آقا در فوتبال ايران و تيم ملى زياد هستند. همانطور كه مربيانى داريم كه سلايق شخصى را بر نافع ملى ترجيح مى دهند و به خاطر ترسى كه از برخى بازيكنان دارند آنها را در تركيب اصلى قرار مى دهند و شايسته ها را روى نيمكت ميخكوب مى كنند تا شايد در سال هاى آينده نوبت شان برسد.
<<<
يعنى هيچكس در اين سرزمين نيست به اين آقايان بگويد مگر خانه خاله است كه سليقه اى تصميم مى گيريد و هر طور دوست داريد رفتار مى كنيد. يعنى كسى نيست به سرمربى محترم تيم ملى بگويد پس اين جوانان و سرمايه هاى آينده فوتبال ايران را براى چه به مالزى برده بوديد كه حتى يك ثانيه هم به آنها بازى نداديد ؟ يعنى اين جوانان كه قرار بود در جام جهانى ستاره شوند نمى توانستند براى چند دقيقه هم كه شده جاى آن ستاره كاغذى كه ساق هايش را به دلارهاى عرب ها مى فروشد بازى كند؟ يعنى نمى شد با فلان بازيكن كه يك توپ هم به سمت دروازه نزد تعويض اش مى كردى؟
<<<
آقاى سرمربى نمى خواهد بعد از بازى جوانمردى كنيد و باخت را به گردن بگيريد.
نمى خواهد نقش بچه مثبت ها را در اين فيلم تلخ و سريال سياه براى ما بازى كنيد. آن موقع كه هشدار مى داديم و از شما انتقاد مى كرديم بايد به فكر اين روزها بوديد.
آقاى سرمربى نمى خواهد از بازيكنان تان دفاع كنيد كه از جان مايه گذاشتند. شايد هم از جان ديگرى صحبت مى كنيد؟ اگر جان واقعى را مى گوييد بفرماييد كدام بازيكن تان در اين دوره در حد و اندازه هاى خودش بود. از لژيونرهاى بزرگ فوتبال ايران تا مردانى كه در ليگ ايرانى بازى مى كنند، كدام خودشان بودند؟
آقاى سرمربى اين همه دستيار و مشاور و آناليزور و صد عنوان ديگر كنار تيم ملى جمع كرده بوديد كه اين فوتبال را ارايه بدهيد. ازبكستان را با زور و فشار و هزار دليل غير منطقى ديگر ببريم و برابر چينى ها كه هميشه به ما مى باختند مساوى كنيم و مالزى گلباران شده را هم با دو گل ببريم. يعنى حاصل خرد جمعى و اين همه مشاور همين بود؟
آقاى سرمربى حالا به خودت افتخار كن كه تيم ملى را با اين شرايط حذف كرده اى . به خودت افتخار كن كه ۷۰ ميليون ايرانى را بازهم سرافكنده كردى و آنقدر روى افكارت پافشارى كردى كه حاصل اش اين شد.
آقاى سرمربى ! شما به كره اى باختيد كه با تيم اميدش به مالزى آمده و خود را براى جام جهانى آماده مى كند. اين كره تيمى بود كه در تهران دو گل از ايران خورده بود. حالا چطور شما عنوان مى كنيد كه ما تيم برتر ميدان بوديم و تنها بدشانسى باعث شد ببازيم؟ از كدام برترى صحبت مى كنيد؟ تيمى كه برتر است حتماً بايد بيش از ۱۰ موقعيت گل داشته باشد اما تيم ايران برابر كره چند موقعيت داشت؟
آقاى سرمربى به جاى اينكه براى اين فوتبال تعيين تكليف كنيد »بعد از ۲۴ ساعت تصميم مى گيرم بمانم با بروم« يك كلمه از مردم ايران عذرخواهى مى كرديد و استعفايتان را محترمانه تقديم مى كرديد تا شايد ذره اى به عواطف و احساسات شكست خورده اين مردم احترام مى گذاشتيد اما افسوس كه شما در شعار با مردم بوديد.
<<<
حالا مردم مانده اند و اشك هايى كه براى يك شكست ديگر ريختند. حالا آنها مى مانند كه سرما و گرماى واقعى تيم ملى را تحمل كردند و تمام عشق شان اين فوتبال و اين تيم ملى بود. حالا آنها مانده اند و آرزوهايى كه معلوم نيست چه زمانى مى خواهد برآورده شود؟ حالا آنها مانده اند و سرخوردگى هايى كه حالا ۳۵ ساله مى شود.
اما آنطرف مردانى قرار دارند كه پايان بازيهاى تيم ملى آغاز تفريحات شان است و با دلارهايشان در جزاير خوش آب و هوا تفريح مى كنند و گردش مى كند و حتماً بعضى هاشان هم به اين مردم نيشخند مى زنند كه چرا دنبال فوتبال هستند و ...
آرى اين فوتبال ماست كه چنين با سرمايه هايش برخورد مى كند. اين فوتبال ماست كه هر چه بيشتر حمايت مى شود كمتر نتيجه مى گيرد. اين فوتبال ماست كه اشك هايش براى مردم است و دلارهايش براى بازيكنانى كه خودشان نيستند. براى اين فوتبال تنها بايد گريست و گريست و گريست.
نوشته شده توسط کیمیا در 4:31 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه 1386/05/02

يك كارشناس فوتبال معتقد است كه تيم ملي ايران از پيش باخته به مسابقات جام ملت‌هاي آسيا رفته بود و ضعف مديريتي و فني مهمترين دليل حذف ايران بوده است.

حسن روشن در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: ملي‌پوشان ايران هميشه نفر به نفر خوب بوده‌اند اما، در قسمت تيمي حرفي براي گفتن نداشتند. ضعف مديريتي و فني از نظر سيستم بازي مهمترين دليل حذف ايران بود. معمولاً تيم‌هايي كه بازيكنان بزرگ دارند حرف گوش نمي‌كنند و كادر فني وقتي مي‌بيند مورد قبول بازيكنان نيست مي‌خواهد با نظم خشكي آنها را كنترل كند. اين دو زماني كه رودروي يكديگر قرار بگيرند وضعيت نامناسب مي‌شود.

وي افزود: در تيم‌هاي بزرگ جهان ذخيره‌ها بازيكنان ثابت را قبول دارند، با پيروزي آنها خوشحال و با شكست آنها ناراحت مي‌شوند و اين رمز موفقيت‌شان است كه يك تيم هستند اما، در تيم ايران افراد ذخيره، فيكس‌ها را قبول نداشتند، بازيكنان ثابت هم كادر فني را. اين مسئله به تمام تيم لطمه ‌زده بود.

اين مربي فوتبال با تأكيد بر اين كه پيش از اعزام تيم به جام ملت‌هاي آسيا همه اين موارد را گفته بودم كه با مخالفت مسوولان مواجه شده بود، خاطرنشان كرد: بعد از گفتن نقاط ضعف و قدرت تيم ملي بود كه به من گفتند چرا اين موارد را بازگو مي‌كني.

روشن تصريح كرد: كادر فني تيم ملي با هر برنامه‌اي كه انتخاب شده بود كاري نداريم، تنها اين مهم است كه لژيونرهاي تيم ملي حرف كداميك از اعضاي كادر فني را كوش مي‌كردند؟ تنها چيزي كه يك تيم بزرگ از لحاظ بازيكن را آماده نگه مي‌دارد نحوه‌ي خوب تمرينات است. زماني كه كادر فني تمرينات خوب و متفاوتي را انجام دهد، بازيكنان هم آنها را بهتر قبول مي‌كنند.

وي ادامه داد: لژيونرهاي ايراني در تيم‌هاي خود تمرينات عالي و به روز را انجام مي‌هند اما، در تيم ملي تنها تمرينات پيش پا افتاده را كار مي‌كنند، همانطور كه شاهد بوديم در تمرينات تيم ملي گاهي اوقات بازيكنان به جاي تمرينات گروهي توپ را برداشته و تنها در گوشه‌اي روپايي تمرين مي‌كردند.

كارشناس فوتبال در ارزيابي از عملكرد امير قلعه نويي، سرمربي تيم ملي در جام ملت‌ها گفت: او كاري نكرده كه بخواهيم ارزيابي كنيم. زماني كه كادر فني فقط به تعدادي بازيكن خاص ميدان مي‌دهد بايد فكر اين زمان هم مي‌كرد. كادر فني اكنون بايد گزارش دهد كه چه كاري را انجام داده است. مربيان تيم ملي نمي‌توانستند در لحظات بحراني كمكي به قلعه نويي بكنند.

وي با بيان اين كه اگر دو كارشناس خوب و واقع بين در كادر فني بود، مي‌توانستند در لحظات بحراني ياري گر تيم باشند، يادآور شد: كساني كه با هر تصميم قلعه نويي كارشان را ادامه مي‌دادند و هيچ انتقادي نمي‌كردند، چطور مي‌توانستند در لحظات بحراني پيشنهاد خود را ارايه و به تيم كمك كنند.

روشن، تغييرات پي در پي سيستم بازي تيم ملي را شناخته نبودن تيم و نفرات آن براي كادر فني دانست و گفت: كادر فني بايد پيش از جام ملت‌ها در رقابت‌هاي تداركاتي و تمرينات بازيكنان مورد اعتماد خود و سيستم بازي‌اش را انتخاب مي‌كرد. متاسفانه كادر فني اين كار را نكرده بود. اين عوامل بطور كلي نشان مي‌دهد كه تيم ايران براي اين رقابت‌ها ساخته نشده بود.

وي ادامه داد: تعويض اشتباه طالب‌لو، استفاده نكردن از كاظميان در ديدار برابر كره‌جنوبي، عدم هماهنگي لازم ميان خطيبي با ديگر بازيكنان و استفاده از بازيكنان در پست‌هاي غيرتخصصي بيانگر اين است كه شناخت لازم وجود نداشته است.

نوشته شده توسط کیمیا در 4:24 بعد از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه 1386/05/01

سرمربي تيم ملي فوتبال ايران گفت: تمام مسووليت شكست مقابل كره جنوبي را بر عهده‌ مي‌گيرم.

به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به مالزي، امير قلعه‌نويي پس از شكست ايران مقابل كره جنوبي، در نشست خبري به خبرنگاران گفت: اين پيروزي را به اعضاي تيم ملي كره تبريك مي‌گويم. از بازيكنان خود نيز تشكر مي‌كنم؛ چرا كه تمام تلاش خود را براي پيروزي در اين ديدار به كار گرفتند. آنها تمام خواسته‌هاي من را به طور كامل در زمين اجرا كردند اما، ما بدشانس بوديم كه نتوانستيم از سد حريف خود بگذريم.

وي ادامه داد: حريف در 120 دقيقه بازي فشار چنداني را بر روي دروازه‌ي ما وارد نكرد. در طول بازي، تنها چند بار كره‌اي‌ها صاحب موقعيت شدند و رودباريان وادار به واكنش شد. اين در حالي است كه ما موقعيت‌هاي زيادي داشتيم و در بسياري از دقايق بازي، حاكم زمين بوديم. متاسفانه در زدن ضربات پنالتي بدشانس بوديم و از دور رقابت‌ها كنار رفتيم.

قلعه‌نويي تصريح كرد: اگر كسي مقصر باشد آن فرد امير قلعه‌نويي است. تمام مسووليت اين شكست را بر عهده مي‌گيرم؛ چرا كه بازيكنانم با تمام توان بازي كردند.

وي درباره‌ي تعويض وحيد هاشميان اظهار كرد: از آن‌جا كه هاشميان به دليل دوندگي فراوان خسته شده بود، ترجيح داديم تا او را از زمين بيرون كشيده و مهاجم ديگري را جايگزين وي كنيم. هدف ما از اين تعويض اين بود كه بتوانيم بازي هجومي‌تري را به نمايش گذاشته و از فرصت‌ها بهتر استفاده كنيم.

قلعه‌نويي درباره‌ي انتخاب پنالتي‌زنان تيم ملي در اين ديدار گفت: ما در تمرينات، پنالتي‌زنان را انتخاب كرده بوديم. هنگامي كه بازي به پايان رسيد، از چند بازيكن بزرگ تيم پرسيدم كه پنالتي مي‌زنند يا نه؟ برخي از آنها از زدن پنالتي انصراف دادند. وقتي بازيكني از زدن پنالتي انصراف مي‌دهد نبايد اين كار را به او محول كرد. رسول خطيبي هم در تمرينات بسيار خوب پنالتي زده بود اما متاسفانه پنالتي او به گل تبديل نشد.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا بهتر نبود طالب‌لو را زودتر به زمين مي‌فرستاديد؟ گفت: طالب‌لو قبل از بازي مي‌دانست كه اگر بازي به ضربات پنالتي كشيده شود بايد درون دروازه بايستد. 20 دقيقه پيش از پايان بازي، وحيد تمرينات خود را آغاز كرده بود. اما مي‌دانستيم كه اگر اين كار جلوي چشمان رودباريان انجام شود، او روحيه‌اش را از دست خواهد داد. طالب‌لو در تمرينات عملكرد خوبي در ضربات پنالتي داشت و به همين دليل از او استفاده كرديم. در اين ديدار نيز وحيد يك پنالتي را گرفت و حتي مي‌توانست پنالتي ديگري را نيز بگيرد اما اين‌طور نشد.

قلعه‌نويي درباره‌ي اين‌كه چرا بازيكن ديگري را به زمين نفرستاديد؟ گفت: وقتي كه ما حاكم زمين بوديم دليلي نداشت كه چنين تعويضي انجام دهم. بازيكنان عملكرد خوبي در اين ديدار داشته و صاحب توپ و ميدان بودند.

سرمربي تيم ملي درباره‌ي آينده‌ي خود گفت: زماني كه به ايران بازگشتم، در اين‌باره تصميم‌گيري خواهم كرد. بازيكنان خود را ستايش مي‌كنم؛ چرا كه تا آخرين لحظه براي پيروزي جنگيدند. آنها تمام وظايف خود را به طور كامل انجام دادند و از همگي آنها رضايت كامل دارم. از رسانه‌ها و مطبوعات مي‌خواهم اگر قصد انتقاد دارند نوك قلمشان را به سوي من گرفته و تنها از عملكرد من انتقاد كنند. بازيكنان وظايف خود را كامل انجام دادند.

نوشته شده توسط کیمیا در 1:23 قبل از ظهر با موضوع: | لینک ثابت |